تبليغاتX
یک قدم تا خدا

یک قدم تا خدا
 
قالب وبلاگ
بسیاری از علمای بزرگ و اندیشمندان اسلامی، به سمت و سوی كار مکروه و مباح نمی گشته اند تا چه رسد به حرام؛ برای روشن شدن این ادعا، نمونه هایی آورده می شود:

 شهید اوّل(ره) در کتاب قواعدش می نویسد:

  صرف عمر در کارهای مباح، هر چند کم، جز زیان چیزی نیست، چه، از ثواب می کاهد و درجات انسان را پایین می آورد.» و معلوم است کسی که سخنش این است، با توجه به شناختی که از وی داریم، چگونه زندگی می کند!

مرحوم ملّا عبدالله شوشتری که از شاگردان محقق اردبیلی به شمار می آید، در مقام موعظه به فرزندش می فرماید:

فرزندم، از آن هنگام که اساتیدم، به من فرمودند به رأی خودت عمل کن و اجازه اجتهادم دادند تاکنون مرتکب کار مباح و مکروه نشدم حتی در مورد خوردن، آشامیدن، خواب و...

درباره مقدّس اردبیلی(ره) گفته اند:

 در طول چهل سال از او کار مباحی سر نزد چه رسد به حرام و مکروه.

محدّث قمی می نویسد:

 «از میرداماد، فیلسوف بزرگ اسلام، مدت 20 سال فعل مباح صادر نگردید.»

یکی از نزدیگان امام خمینی می گوید:

«روزی حضرت امام فرمودند: این فرش را از این جا جمع کنید، چون روی این فرش نقش حیوانات افتاده است و نماز خواندن در اتاقی که در آن تصویر باشد، مکروه است.»

سؤالی از پیامبر اکرم(صلوات الله علیه)

مرحوم حاج ملّا محمد صالح برغانی قزوینی که برادر شهید ثالث و از علمای بزرگ است، پیامبر اکرم(ص) را در خواب دید و از آن حضرت چند سؤال کرد، یکی این که:

 علّت این که علمای سابق، صاحب کرامات و مکاشفات بودند و در این زمان  باب مکاشفات مسدود شده چیست؟

آن حضرت فرمود:

 سبب آن این است که علمای گذشته احکام را دو قسم کردند: واجب و حرام، حرام را ترک می کردند و واجبات را انجام می دادند و هر چه مکروه و مباح بود از محرمات می شمردند؛ یعنی، در مقام عمل مباحات و مکروهات را ترک می کردند و مستحبات را انجام می دادند و از واجبات محسوب می داشتند ولی شما طبقه متأخرین، احکام را در مقام عمل پنج قسم کرده اید و مستحبات را ترک کرده و مکروهات و مباحات را مرتکب می شوید.

 از این رو ابواب کرامات و مکاشفات بر شما مسدود گردیده است!!

 

[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 0:37 ] [ قاضی ] [ ]

بر حجـــابت آفرین اے دختــــر ایران زمیــــن

چون تجلـــے میکند از چادرت نــــور یقین

این حجاب تو نشـــان غیرت و شخصیــــت است

هر که باشد با حجـــاب در دو جهان با عــــزت است

شــاعر: بهلول حبیبے زنجانے

 

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 23:0 ] [ قاضی ] [ ]

روزی«یعقوب لیث» بیمار شد. طبیبان او هر كاری كردند، نتوانستند معالجه اش كنند. آن ها گفتند: «هر كاری از دست ما بر می آمد برای درمان تو كردیم اما فایده ای نداشت. حالا باید از بزرگان دین كمك بگیری، شاید نجات پیدا كنی.» بزرگان دربار، شیخ«سهل عبدالله تستری» را خبر كردند و از او خواستند تا دعایی در حق یعقوب كند.

شیخ دعا كرد و گفت: «خدایا، سزای گناهان او را دادی، اینك پاداش عبادت های مرا به او بده تا از بیماری نجات پیدا كند.»

 بعد از این دعا، یعقوب لیث بلافاصله شفا یافت، تا حدی كه دیگر هیچ دردی احساس نمی كرد. او دستور داد كه هزار دینار بیاورند و پیش شیخ بگذارند.

شیخ نگاهی به او كرد و گفت: «ما با قناعت كردن و چیزی نگرفتن از دیگران به این درجه رسیده ایم، نه با حرص زدن و گرفتن.»

 یعقوب دستور داد ارابه مخصوصی آورند و شیخ را سوار آن كردند تا به خانه اش برگردد.

در بین راه، خدمتكار دربار به او گفت: «ای شیخ: اگر آن پول را می گرفتی و به مردم فقیر می دادی بهتر نبود؟»

 شیخ گفت: «بندگان خدا روزی خود را از خدای خویش می گیرند. نباید در كار خداوند فضولی كرد».

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 11:9 ] [ قاضی ] [ ]
 

اربعین به معنای چهلم است.

اربعین بیستم ماه صفر است که چهل روز بعد از روز عاشورا است. مسلمانان شیعه در این روز مراسم سوگواری به یاد حسین بن علی، نوه پیغمبر اسلام و ۷۲ تن از یارانش را که در روز عاشورا به دست لشکریان یزید کشته شدند، برگزار می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‌‏شود. در تقویم رسمی ایران این روز تعطیل می‌باشد. همه ساله در اربعین حسینی شیعیان دنیا در کربلا محل دفن امام حسین و یارانش جمع می‌شوند و به عزاداری می‌پردازند در سال ۲۰۱۱ حدود ۱۱میلیون نفر در کربلا گرد هم آمده بودند.

مورخان نوشته‌اند که جابر بن عبدالله انصاری، همراه عطیه عوفی در همان اولین اربعین پس از عاشورا به زیارت حسین رفتند.

در برخی منابع اسیران شام یعنی بازماندگان کشته‌شدگان کربلا در چهملین روز کشته شدن حسین بن علی به کربلا رسیدند. از جمله در کتاب نزهه الزاهد ص ۲۱ این مطلب ذکر شده‌است.

 

 

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 19:34 ] [ قاضی ] [ ]
جمعى از مشركان مكه در پشت خانه كعبه نشسته بودند و به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند. حضرت به اميد هدايت آنها به سوى آنها آمد. آنها گفتند: اگر دوست دارى از تو پيروى كنيم اين كوههاى مكه را بوسيله قرآنت عقب بران تا كمى اين زمين تنگ و محدود ما گسترش يابد! و زمين را بشكاف و چشمه ها و نهرهاى پديد آور تا درختان غرس كنيم و زراعت نماييم ! تو كه به گمان خود كمتر از داود نيستى كه خداوند كوهها را براى او مسخر كرده بود كه با او هم صدا بودند و تسبيح خداوند مى گفتند، پس باد را مسخر ما گردان كه بر دوش آن سوار شويم و به شام برويم و مشكلات خود را حل كنيم و مايحتاج را تهيه نماييم و همان روز بازگرديم كه خود را كمتر از سليمان نمى دانى ! و نيز تو كه خود را كمتر از عيسى نمى دانى مردگان ما را زنده كن تا درباره حقانيت تو از آنها سؤ ال كنيم ! اين آيه نازل شد:
و لقد استهزى برسل من قيلك فاميلت للذين كفروا ثم اخذتهم فكيف كان عقاب .
و بدينوسيله به آنها گوشزد كرد كه آنچه را مى گويند از سر لجاجت است نه براى ايمان آوردن ، وگرنه معجزه كافى ارائه شده است .

همین حالا هم مردم با خدا لجاجت می کنند و معجزه می خواهند ! این همه آیات و نشانه ها کافی نیست ؟

 

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 22:27 ] [ قاضی ] [ ]
امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: "اَشُّد الذّنوب مَا آشتَهان بِه صاحبه"

بدترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک و سبک بشمرد.

امام سجاد علیه السلام از خطر کوچک شمردن گناه به خدا پناه می‌برد و در ضمن دعا عرض می‌کند: پروردگارا: به تو پناه می‌برم از اصرار بر گناهان و کوچک شمردن گناه. 

 از کلام معصومین علیهم السلام فهمیده می‌شود که گناهان صغیره در چندین مورد به گناه بزرگ تبدیل می‌گردد.

مانند:

1-  اصرار بر گناه صغیره.

2- کوچک شمردن گناه.

3- اظهار خوشحالی هنگام گناه.

4- گناه از روی طغیان و سرکشی.

5- مغرور شدن به مهلت الهی هنگام گناه .

6- تظاهر به گناه.

7- گناه افراد با شخصیت و مطرح.

8- عزم بر تکرار گناه صغیره.

9- رضایت به گناه دیگران.

[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 19:8 ] [ قاضی ] [ ]

یك وقتی در ماشین دكتر بهشتی، شهید مظلوم نشسته بودم. ایشان پشت فرمان بود و من مهمانش بودم. طلبه جوانی بودم. داشتیم نصف شب جایی می‌رفتیم. شاید ساعت دوازده، یك بود. لب چهارراه ایستاد. گفتم: آقای بهشتی هیچ‌كس نیست، برو! گفت: باید بمانیم. گفتم: بمانید. بعد گفتم: شما كه نظام را قبول نداری، نظام شاهنشاهی را. گفت: من نظام را قبول ندارم، اما نظم را قبول دارم. این حرف، خیلی آدم عجیبی بود.

یك ملاقاتی یك روز با ایشان داشتیم، ساعت 4 بعدازظهر بود. من چند دقیقه زودتر رفتم. آمد در را باز كرد. گفت: قرار ما كی بود؟ گفتم: 4! گفت: زود آمدید. در اتاق بمانید من سر وعده می‌آیم. نظم!

                                         نقل از حضرت آیت الله قرائتی

[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 19:42 ] [ قاضی ] [ ]
امام رضا(علیه السلام) فرمودند: برای افزایش عمر وسیله ای جز صله رحم

نمی شناسیم.

امام سجاد (علیه السلام) فرمودند : از هم نشینی با کسی که از خویشان

خود بریده است بپرهیز چنان که من این فرد را در قرآن اینگونه یافتم چنین فردی

 در سه جای قرآن مورد نفرین قرار گرفته است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) فرمودند: ثواب صدقه ده برابر است و ثواب قرض

 هجده برابر و ارتباط با برادران دینی بیست برابر و پیوند با خویشان بیست و چهار برابر

 

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 22:53 ] [ قاضی ] [ ]
نقل است که شیخ طبرسی که قبر شریف او در مشهد است سکته کرد اطرافیان به گمان اینکه ایشان وفات نموده اند وی را دفن کردند.
لکن او در قبر به هوش آمده و راه بیرون آمدن را بر خود مسدود دید و در آن حال نذر کرد که اگر خداوند متعال او را خلاص کند کتابی در تفسیر قرآن بنویسد.
اتفاقا یکی از گورکن ها به قصد دزدیدن کفن شیخ قبر ایشان را باز کرد تا خواست کفن را باز کند و ببرد شیخ دست او را گرفت.
کفن دزد خیلی ترسیده بود و شیخ طبرسی شروع به صحبت کرد و گفت :
نترس که من نمرده ام لکن بر شدت ترس و وحشت کفن دزد افزوده شد.
شیخ دوباره گفت: نترس من سکته کرده بودم و الان هم به هوش آمدم چون قادر به حرکت نبود از او خواست که او را به دوش بگیرد و به منزل ببرد.
کفن دزد او را به خانه برد.شیخ او را خلعت و لباس پوشانید و پول خوبی به او داد.
کفن دزد توبه کرد و آن کار زشت را ترک نمود.
پس از آن شیخ طبرسی به عهد خود وفا نمود و شروع کرد به تالیف مجمع البیان که اکنون یکی از تفاسیر مهم قرآن شیعیان است.
 
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 22:3 ] [ قاضی ] [ ]

یا اَحَدُ:جهت خلاصی از گرفتاری

یا سَمیعُ یا بَصیرُ:با مداومت بر این دو اسم دعای شخص زود مستجاب می شود

یا قادِرُ المُقٌتَدِرُ:جهت زیاد شدن قوت به طوریکه در کارهای سخت درمانده نشود

یا عَلیُّ :جهت زیاد شدن آبرو و منزلت

یا ذَالٌجَلالِ وَ الٌاِکٌرام:جهت افزایش رزق و روزی

یا رَبِّ:با مداومت بر آن خداوند لبیک گفته و می فرماید حاجت تو چیست؟

یا حَکیمُ یا رَئوفُ یا مَنّانُ:جهت ایمن شدن از ترس و اگر شهوت بر او غالب شود با این اسما

  میل شهوت از دل او زایل گردد

اَلسَّلامُ:جهت شفای بیماران و سلامتی از آفات است

اَلمُهَیمِنُ:هر چه انسان بشنود یاد بگیرد و ذهن و عقلش زیاد شود

یا عَزیزُ: برای زیاد شدن عزت موثر است

اَلجَبّارُ:جهت ایمن شدن از شر ستمکاران

یا فَتّاحُ:جهت نورانیت دل و گشایش امور

اَلوَدُودُ:باعث محبت و دوستی و رفع کینه و عداوت می شود

                                          منبع: ذکرهای آسمانی اثر حمزه کریم خانی

[ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ 2:51 ] [ قاضی ] [ ]
 سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نور باران می‏كند و كسی كه تسبیحی‏ از خاك مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد، تسبیح گوی حق محسوب می‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 22:37 ] [ قاضی ] [ ]

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش
بی حرمتیش برلب و دندان حسین است

                                                  دانی که چرا آب فرات است گل آلود
                                                  شرمندگیش از لب عطشان حسین است
دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش
زیرا که خدای تو عزادار حسین است

 

 

[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 22:1 ] [ قاضی ] [ ]
 

قوانین شهید سید مجتبی علمدار برای نزدیکی به خدا

قانون اول

خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ،  اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم

تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹

قانون  دوم

پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا نخواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم .حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم .

تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹

قانون سوم

خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم.

تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹

قانون چهارم

خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم .

تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹

قانون پنجم

خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره الرحمن را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قران بخوانم.

تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹

قانون ششم

حداقل باید در آخریم رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم.

تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹

قانون هفتم

حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود.

تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹

قانون هشتم

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ ریال صدقه بپردازم.

تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹

قانون نهم

در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید ۱۵ مسئله را بخوانم.

تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰

قانون دهم

در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم.

تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰

منبع: هفته نامه یالثارات الحسین(ع

 

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 3:21 ] [ قاضی ] [ ]

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند، آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند، آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 - آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند، آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند ، آدم هاي كوچك بي دردند

 - آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند ، آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند ، آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 - آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند،  آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند،  آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 - آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند،  آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد،  آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 -   آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند،  آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند ،  آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 -  آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند ، آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند،  آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

 

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 13:17 ] [ قاضی ] [ ]

اي علي، اي ارتفاعت تا خدا
بي نهايت، بيكران، بي‌انتها

اي علي، اي همسر بانوي اب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

اي علي اي خوب، اي تنهاترين
اي ملايك با نگاهت همنشين

اي علي، اي آفتاب حق سرشت
اي قسيم روشني‌هاي بهشت

اي فراتر از تصور، ازخيال
بحر عرفان، آفتاب بي‌زوال

اي تو خورشيد نهان در زير ابر
كوه علم و كوه حلم و كوه صبر

چون تو مردي نيست در اين روزگار
هيچ تيغي نيز، همچون ذوالفقار

جان ما را كن ز عشقت منجلي
اي فدايت جان عالم، يا علي

كاش مي‌كرديم بيعت تا بهار
مي‌شكفتيم از كرامات علي

در بهارستان او گل مي‌شديم
زائر آواز بلبل مي‌شديم

از غدير خم، سبويي مي‌زديم
در صراط عشق، هويي مي‌زديم

زائر كوي تولا مي‌شديم
جرعه نوش عشق مولا مي‌شديم

با نزول سوره سبز غدير
باز مي‌كرديم، بيعت با امير

با علي، آيينه‌دار سرنوشت
وارث بوي خدا، بوي بهشت

شد غدير خم، هلا، اي عاشقان!
مي‌وزد عطر علي از آسمان

چيست تفسير غدير خم؟ علي
عشق را، مولا، عدالت را، ولي

چيست تفسير غدير خم؟ ولا
رستخيز عشق، بيعت با خدا

چيست تفسير غدير خم؟ حريم
رو به روي ما، صراط مستقيم

چيست تفسير غدير خم؟ اميد
مژده رحمت به امت، بوي عيد

چيست آيا اين غدير خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر

چيست آيا...؟‌ساقي و ساغر، شراب
اتشي در جان هستي، عشق ناب

چيست آيا... ؟ خنده فتح المبين
روز اكمال رسالت، عيد دين

چيست آيا...؟ سيب سرخي ناگهان
سهم ما از عشق، آري عاشقان

در غدير خم خدا شد منجلي
در دل خورشيدي مولا علي

چيره شد فرمانرواي آفتاب
گشت سهم آفرينش، نور ناب

عشق باريد و زمين آيينه شد
مهرباني وارد هر سينه شد

خاك را بوي نجيب گل گرفت
عالم هستي، تب بلبل گرفت

آسمان شد با زمين همسايه باز
شد زمين مهمانسراي اهل راز

چشم‌ها با نور همبستر شدند
قلب‌ها با هم صميمي‌تر شدند

قبله توحيد، آن جان جهان
روح ايمان ، خاتم پيغمبران

در غديرستان خم، اعجاز كرد
راز معصوم خدا را باز كرد

گفت پيغمبر: ‌علي نور خداست
بعد من، او پيشوا و مقتداست

اي شمايان! امت سبز زمين
در ميان خلق عالم، بهترين

حرف حق اين است و در آن شبهه نيست
هم علي حق است و هم حق با علي‌ست

عشق را در قلب خود دعوت كنيد
با علي،‌نور خدا، بيعت كنيد

اين حقيقت از كسي مستور نيست
جانشين نور، غير از نور نيست

در غدير خم ولايت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشيد غدير
شد امام و متداي ما، امير

عشق، بيعت كرد با نور خدا
شد عدالت، سرور و مولاي ما

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دليل آفتاب»

زين بشارت، آسمان خنديد مست
نور باريد و طلسم شب شكست

شد جهان، آيينه باران علي
عالم هستي، چراغان علي

جون علي،‌ آيينه عدل است و داد
دست در دست علي بايد نهاد

چون علي، نور خداي سرمد است
بيعت ما با علي، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صيقلي
هر كه بيعت كرد، با نور علي

باز دل در كوي مستي گم شده
عالم هستي، غدير خم شده

باز هم مستيم، از جام غدير
باده مي‌نوشيم با نام امير

باز فصل شور و شيدايي شده
در زمين از عشق، غوغايي شده

آمده عيد ولايت، عاشقان
روز اكمال رسالت، عاشقان

در غدير خم، بيا كامل شويم
«ياعلي» گوييم و صاحبدل شويم

«ياعلي» گوييم تا بالا شويم
قطره‌ها، اي قطره‌ها دريا شويم

با علي،‌ نور خدا، بيعت كنيم
عشق را در قلب خود، دعوت كنيم

با علي، هم عهد و هم پيمان شويم
هم زبان و هم دل قرآن شويم

با علي، قرآن ناطق، بوتراب
سوره عصمت، امام آفتاب

چون كه احمد گفت: ‌او نور جلي‌ست
بعد من، اي عاشقان! مولا، علي‌ست

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 1:37 ] [ قاضی ] [ ]

تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشته‌ها بلند
مرآت پاك لم‌يزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند
آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمي‌شد آن مه برج ولا بلند
هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند
خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند
تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند
تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند
هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بي‌نوا بلند
هر جا كه بود طفل يتيمي سرشك‌بار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند
از بهر دستگيري آنان سپندوار
يك‌باره مي‌شد يد مشكل‌گشا بلند
تا خانه‌زاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند
آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند
يك‌باره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند
مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند
پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق مي‌شود از بوريا بلند
با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند
ما ريزه‌خوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند
خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند
در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند
باب المراد اهل جهاني و مي‌كنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند
اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند
ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر مي‌زنيم گام سوي كربلا بلند
عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند
تا مست جام توست «براتي» به روزگار
سر مي‌كند به عشق تو روز جزا بلند

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 1:28 ] [ قاضی ] [ ]
الروایة العربیة

قَالَ الإمامُ الباقِرُ علیه السلام:

الْمُؤْمِنُ أَصْلَبُ‏ مِنَ‏ الْجَبَلِ،‏ الْجَبَلُ یُسْتَقَلُّ مِنْهُ وَ الْمُؤْمِنُ لَا یُسْتَقَلُّ مِنْ دِینِهِ شَیْ‏ءٌ.

 

*****

حدیث فارسی

حضرت امام محمّد باقر – درود خدا بر او باد-  فرمودند:

مؤمن (در یقین و استوارى دینِ خویش) از كوه‏ سخت‏تر است، چرا که‏ از كوه (بوسیله تیشه و مانند آن تراشیده شده و) کاسته مى‏شود ولى از (ایمان و) دیانت مؤمن (بوسیله شك و شبهه، چیزى) کم و كاسته نمی شود.

 

*****

English Hadith

: Imam al-Baqir (AS) said

The believer is harder than a mountain, for the mountain is dispensable whereas nothing can be taken away from his religion

*****

Türkçe Hadis

Imam Bakır (a.s) Şöyle buyurmuştur

Mümin dağdan daha serttir. Dağdan azalır, ama müminin dininden bir şey azalmaz

 

 

[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 23:58 ] [ قاضی ] [ ]
روزی سقراط، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که بسیار ناراحت و متاثراست. علت ناراحتی او را پرسید، آن مرد پاسخ داد: شنیدم یکی از آشنایان به من بی ادبی کرده و تهمتی ناروا زده  است و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت: "چرا رنجیدی؟"

مرد با تعجب گفت: خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است.

سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می‌دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می‌پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می‌شدی؟

مرد با تعجب گفت: هیچ کس از بیمار بودن کسی دلخور نمی‌شود!

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می‌یافتی و چه می‌کردی؟

مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می‌کردم طبیب یا دارویی به او برسانم!

سقراط گفت: همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می‌کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می‌کند، در آن لحظه بیمار است!

 

[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 20:13 ] [ قاضی ] [ ]
توبه را باب الابواب گویند، زیرا اول چیزی است که طالب سالک به سبب و وسیله آن چیز به مقام قرب حضرت خداوند وصول می‌یابد، توبه است.

توبه از جرم وخطا ، حال سحر مي خواهد

خلوت نيمه ي شب اشك بصر مي خواهد

وادي طور همين هيئت هر هفته ي ماست

ديدن نور خدا اهل نظر مي خواهد

سختي گردنه ي عشق زمينت نزند

راه پر پيچ و خمش مرد سفر مي خواهد

صرف اين سينه زدن ها به مقامي نرسيم

محرم راز شدن ديده ي تر مي خواهد

جهت بخشش هر سينه زني حضرت حق

محشر از مادر سادات نظر مي خواهد

عمل زينب كبري به همه ثابت كرد

سر شكستن ز غم دوست جگر مي خواهد

سر عباس به ني پند ظريفي دارد

غير خورشيد،سماوات قمر مي خواهد


 

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 21:37 ] [ قاضی ] [ ]

از صفات پسندیده و نیکوی این بانوی عظیم الشأن، علاقه و دوستی زایدالوصفی است که ایشان به خانواده، به خصوص به برادر محبوبشان امام رضا(ع) داشتند. ایشان ده ساله بودند که پدر بزرگوارشان در زندان هارون الرشید به شهادت رسید و از آن به بعد در آغوش پرمهر امامت و ولایت تربیت یافتند.

 حضرت معصومه (س) ازدواج نکرده اند. این سؤال برای خیلی ها پیش می آید که چرا؟

در زمان زندگی ایشان یعنی دوره حکومت بنی عباس، خفقان شدیدی حاکم بود. امکان ارتباط بین خانواده امام و دیگران بسیار سخت حاصل می شد. شیعیان جرأت نزدیک شدن به خانه امام را نداشتند، چه برسد به اینکه به فکر خواستگاری از حضرت معصومه(س) برآیند (کتاب کریمه اهل بیت- ص 491 و 492) ولی ایشان از این شرایط هیچ گله و شکایتی نداشتند و همواره شاکر خداوند و تابع خانواده خود بوده اند.

[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 8:0 ] [ قاضی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به امید آنکه با خواندن هر مطلب یک قدم به خدا نزدیک تر شویم ! انشا الله
چت باکس


امکانات وب
خدمات وبلاگ نویسان جوانBlogCodeکد حدیث تصادفیکد حدیث تصادفیکد حدیث تصادفی

mouse code

كد ماوس

[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ]

فروش بک لینکطراحی سایت